تبليغاتX
متفاوت ترین وبلاگ پاپ

متفاوت ترین وبلاگ پاپ
برای موسیقی پاپ



مريل استريپ در نامه‌اي به اصغر فرهادي از احساسش درباره «جدايي نادر از سيمين» و موفقيت جهاني آن گفت
ما به «يك جدايي» محتاجيم تا به هم نزديك‌مان كند

سينماي ما- «با ساختن اين فيلم دلپذير، اصغر فرهادي كاري كرد كه هيات‌هاي ديپلمات و اخبار روزنامه‌ها از آن عاجزند.» اين جمله بخشي از نامه كوتاه مريل استريپ، بازيگر مشهور سينما، به اصغر فرهادي است. روزنامه شرق در مطلبي با اشاره به اين نامه آورده است:

يكي از آنان كه به اصغر فرهادي نامه نوشت، «مريل استريپ» بود؛ بانويي كه 17 بار نامزد اسكار شده بود و سه بار برنده آن؛ بانويي كه لوح تقدير نامزدشدن فيلم «جدايي» در اسكار 84 را به «اصغر فرهادي» داده است. او در نامه‌اي نكته‌هايي را درباره اين فيلم بيان كرد كه زاويه ديدي ديگر را رو به اين فيلم مي‌گشايد و آن را نه به عنوان يك فيلم و اثر هنري، كه به عنوان تجلي يك اتفاق انساني در قالبي هنري مي‌ستايد.

او چنين مي‌نويسد: «نمي‌دانم آيا اصغر فرهادي زماني كه فيلمش را مي‌ساخته آگاه بوده كه بر خلاف نام فيلم، تاثير جهاني «يك جدايي» مردم را به هم نزديك خواهد كرد؟! نزديك كردن ما و مردم ايران، تا از طريق داستان خانواده‌اي در حال گسست و پيچيدگي‌هاي اخلاقي و عاطفي‌شان، خانواده‌هاي ما و ايرانيان را به هم نزديك كند.»

مريل استريپ در توصيف جزئييات مطرح شده در كارگرداني اين فيلم مي‌نويسد: «او اين كار را با ظرافت انجام مي‌دهد؛ با ارايه تصويري صميمي از پيشخوان آشپزخانه‌اي در تهران يا با نشان دادن پرتره كوچكي از انيشتين يا نقاشي ديگري از وايت به نام دنياي كريستينا. او به ما اجازه همدردي با مردي را مي‌دهد كه به تازگي تركش كرده‌اند؛ جايي كه براي يافتن تنظيم درست ماشين لباسشويي در تكاپوست. او مي‌گذارد تا ما عمل دردناك و سرشار از عشق شست‌وشوي پدري پير را باز‌شناسيم و مي‌گذارد شوك حاصل از بازي كودكي كه پيچ دستگاه اكسيژن را باز و بسته مي‌كند و باز مي‌بندد و باز مي‌كند را حس كنيم؛ همچنان كه سرنوشت با زندگي ما در حال بازي است.»

بانويي كه او را در اخلاق و ماندگاري در سينما تحسين مي‌كنند، چنين به رمزگشايي از فيلم «جدايي» مي‌پردازد: «او مي‌گذارد در خستگي مفرط قاضي‌اي سهيم شويم كه مي‌خواهد پنجره دفتر كم‌هوايي كه در آن تصميمات دشوار مي‌گيرد، چارتاق باز باشد:

-چه چيز هل دادن است، چه چيز ضربه زدن؟

-چه كسي پرت شد، چه كسي از حال رفت؟

-چه كسي دروغ گفته، چه كسي غيرقابل اطمينان است؟

-چه كسي خوب است، چه كسي بد؟

چگونه مي‌توان همه اينها را در جاي خود قرار داد؟ و ببينيد چه ميزان گذشت در دل مردمي است كه تحت قواعدي بي‌گذشت زندگي مي‌كنند.»

استريپ فيلم «جدايي» را فراتر از تمام همه ابزاري دانست كه مي‌تواند كشورها را به هم نزديك يا از هم دور كند.

او نامه‌اش را با چنين عباراتي پايان مي‌دهد:

«با ساختن اين فيلم دلپذير، اصغر فرهادي كاري كرد كه هيات‌هاي ديپلمات و اخبار روزنامه‌ها از آن عاجزند. او گذاشت تا ما خود را در آينه زندگي ديگران ببينيم و مخمصه‌هاي يكديگر را درك كنيم؛ مخمصه انسانيت مشترك‌مان را. اين كنش، كنشي سياستمدارانه است. در دنيايي كه مسير تماشا در آن با بدبيني و تلخي مسدود است، نياز داريم تا هنرمندان تصوير را وضوحي بهتر ببخشند. ما به «يك جدايي» محتاجيم تا به هم نزديك‌مان كند. اصغر فرهادي براي همان يك لحظه دلنشيني كه مردم زيادي را در ايران خوشحال كرد به عنوان چهارمين چهره مجله تايم از سوي مردم برگزيده شد. اين آغاز راهي است كه او به عنوان يك هنرمند در آن قرار گرفته است و تا كنون نشان داده است كه اين مسير را با هوشياري ادامه مي‌دهد.»


منبع : ايسنا

[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 12:7 ] [ محمد ]

گفتگو با افشین مقدم


جامعه‌ای که مردمش برای سوسن خانوم سر و دست می‌شکند جامعه اي جدي نیست


جوان ایرانی- آناهيتا مستاجران: افشین ِ مقدم ، متولد چالوس ، فارغ التحصیل رشته حقوق است. مقدم از سال 78 ترانه سرايي را شروع كرده است .سال ۸۲ اولین ترانه اش به مناسبت روز جانباز با نام دلاور با صدای خشایار اعتمادی از صداو سیما پخش شد، افشین مقدم ارتباط کاری تنگاتنگی با علیرضا عصار ، فواد حجازی،‌ محمد اصفهانی و مانی رهنما دارد . به همت مهدي موسوي مصاحبه اي با او داشتيم. در ادامه گفتگوي آناهيتا مستاجران را با افشين مقدم مي خوانيد.

 



ترانه را دوست دارید؟
بله. خیلی زیاد. آنقدر زیاد که به خاطر ترانه از خیلی چیزها در زندگی گذشتم تا به ترانه برسم.

یکی دو بیت از ترانه‌های خودتان را که دوست دارید، بخوانید؟
من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم / اونقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم(سیاوش قمیشی) اگر کسی در دل توست بگو کنار می‌روم / گناه کن به جای تو بر سر ِ دار می‌روم (علیرضا عصار) تیر است در قفایم، عشق است روبرویم / بگذار تا بریزد خون جای آبرویم (محمد اصفهانی ) بگو آینده مال ِ ماست / به حرفت شک نمی‌یارم / بدون بین ِخودم با تو / دیگه فرقی نمی‌ذارم (شهرام صولتی) از همین امروز می‌خوام هر نفس آزاده‌تر شم / شاخه‌ای پر بار اما، سر به زیر افتاده‌تر شم/  من این روزا یه حال ِ دیگه‌ای دارم / جهان من لباس تازه می‌پوشه / منو تو دیگه تنها نیستیم چون‌که / خدا با ما نشسته چای می‌نوشه (ابی)

 


فعالیت‌های هنری شما در زمینه ترانه‌سرایی با چه کسانی بوده است ؟
من از سال 78 فعالیت حرفه‌ای‌ام را در زمینه ترانه‌سرایی آغاز کردم. اولین کارم با خشایار اعتمادی بود اما کار ترانه را به صورت جدی و شناسنامه‌ای با تیم موفق علیرضا عصار از سال 81 آغاز کردم که تا امروز این همکاری ادامه دارد و غیر از اعتمادی و عصار با خوانندگانی نظیر محمد اصفهانی، مانی رهنما و چند خواننده دیگر در داخل و خوانندگانی نظیر داوود بهبودی (ترانه ناز گل) شهرام صولتی (ترانه خدا حفظت کنه)، ابی (چند ترانه در آلبوم جدیدش که هنوز منتشر نشده) سیاوش قمیشی (ترانه الکی) و غیره همکاری کرده‌ام


اگر بخواهید خیلی کوتاه تعریفی از ترانه داشته باشید، چیست ؟
بهترین تعریف نزد شهیار قنبری است؛ ترانه یعنی شکار زمان‌های از دست رفته. با ترانه است که خود را به دیروز، امروز و فردای جهان پیوند می‌زنیم...


از نظر شما فرق بین ترانه و شعر چیست ؟
ترانه از زیرمجموعه‌های شعر است با همان سابقه طولانی که از شعر سراغ داریم وزن دارد اما نه وزن عروضی البته می‌توانیم ترانه‌ای کلاسیک داشته باشیم دقیقا با رعایت همان قوانین عروضی یعنی اگر زبان ترانه کلاسیک بود باید از قوانین شعر کلاسیک تبعیت کند اما ترانه به مفهوم زبان عامیانه نیازی ندارد که از هندسه شعر به آن صورت عروضی تبعیت کند. تفاوت دیگر ترانه با شعر این است که ترانه برای اجرای موسیقایی سروده می‌شود در حالی که شعر مخاطب دیداری خود را دارد در حالی که اکثر مخاطبان ترانه شنیداری هستند. به طور کل تفاوت شعر و ترانه مثل تفاوت رمان و فیلمنامه است.


به اعتقاد شما چه فاکتورهایی باعث می‌شود یک ترانه زیباتر شود ؟
هر ترانه‌سرا با توجه به تجربیات عینی و ذهنی خود دست به خلق اثر می‌زند اما تجربه به من ثابت کرده سهل و ممتنع بودن و بی‌واسطه صحبت کردن با مخاطب یعنی عینی سرودن، استفاده از تکنیک استقلال ابیات در محور عمودی ترانه، روان‌شناسی، رفتار شناسی و لحن‌سازی در ترانه و مهم‌تر از همه سخت گرفتن به خود و خط زدن و پاره کردن ابیات ضعیف، ترانه را ترانه می‌کند.

 

با این تفاسیر به نظر شما ساده‌نویسی در ترانه به‌طوری‌که با اکثر مخاطبان ارتباط برقرار کند، بهتر است یا اینکه یک ترانه باید دارای لایه‌های چند‌گانه باشد؟

بارها گفته‌ام که ترانه برخلاف شعر یک هنر مستقل نیست، لایه‌های چندگانه در شعر مورد استفاده قرار بگیرد بهتر است تا ترانه که یک هنر وابسته است و در تلفیق با ساز و نوا و صدای خواننده شخصیت پیدا می‌کند و به ظهور می‌رسد. در این شرایط با توجه به زمان و مکان امروز از بعد جامعه‌شناختی یعنی در جامعه‌ای که در آن 30 میلیون جوان زیر سی سال زندگی می‌کنند بهتر است ترانه با این قشر از مخاطب ارتباط صادقانه‌ای داشته باشد. نسل امروز راحت صحبت می‌کند در نتیجه دوست دارد راحت بشنود. امروز دیگر کسی به معشوقه‌اش نمی‌گوید: برای خواب معصومانه عشق / کمک کن بستری از گل بسازیم. .. خیلی راحت می‌گوید «دوستت دارم» پس ترانه هرچقدر عینی‌تر و واقعی‌تر باشد ملموس‌تر است البته باز بستگی به سبک و صدای خواننده و مجری آن ترانه دارد. به عنوان مثال برازنده خواننده‌ای مثل محمد اصفهانی نیست که کلام اندی را بخواند و بالعکس... ترانه‌سرای خوب کسی است که متناسب با شخصیت صدای خوانند‌ه‌اش و استایل موزیک از شبکه واژگانی خاص آن صدا استفاده کند چون هر کلامی مناسب با هر صدایی نیست و اندک ترانه‌سرایانی هستند که به این درک و تنوع زبانی دست پیدا می‌کنند که چه چیزی را برای چه کسی بسرایند.


به طور کلی ترانه، چقدر می‌تواند در فرهنگ جامعه تاثیرگذار باشد؟
در دهه 50 کاملا تاثیرگذار بود و ترانه‌هایی مثل جمعه و بوی گندم در مخاطب تاثیر عمیق ایجاد می‌کرد و شاید به نوعی در کنار سایر هنر‌ها مثل سینمای کیمیایی در آن دهه و قلم هدایت در دهه قبلش و شعر شاملو و فروغ فرخزاد و سپهری در روند حرکتی مردم نقش موثری بازی می‌کرد اما امروز صادقانه بگویم به خاطر شرایط و فشار زندگی، ترانه دیگر یک هنر جدی نیست. جامعه‌ای که مردمش برای سوسن خانوم سر و دست می‌شکند جامعه اي جدي نیست و هنرش هم نمی‌تواند هنر جدی باشد. به نظر من کسانی که داعیه ترانه جدی و تاثیرگذار و حرکت‌دهنده را دارند اسیر توهم ترانه دهه 50 و غافل از این هستند که نسل امروز در سینمایش و کوچه و خیابانش دیگر قیصری ندارد تا در ترانه‌اش هم بوی گندم را بشنویم.


آیا ترانه‌سرا باید از فرهنگ جامعه تاثیر بگیرد و ترانه‌هایش را طبق آن بسراید؟
این سوال‌ها شعاری است و جوابش هم شعاری می‌شود. ترجیح می‌دهم در لحظه فکر کنم. در پیشینه فرهنگی مان چون مولوی داشته‌ایم نباید فلان یا بهمان داشته باشیم به شعار می‌گراید و پشت پرده بازی‌های بسیاری صورت می‌گیرد که هنر مملکتی مثل ایران را با آن سابقه فرهنگی استحاله می‌کند. بازی‌های سیاسی پشت پرده نمی‌خواهند و نمی‌گذارند شما سینمای جدی، رمان جدی و هنرمند جدی داشته باشید. بگذریم...


متاسفانه ترانه‌سرایان جوان ما، کمتر به مطالعه اهمیت می‌دهند و ترانه را صرفا یک امر جوششی می‌دانند که نیازی به تحقیق و مطالعه ندارد. نظر شما چیست؟
جوشش در یک مرحله‌ای به شما کمک می‌کند و مثل شوک می‌ماند. با جوشش شما فقط می‌توانید متوجه شوید که این استعداد را دارید. وقتی سیب از درخت افتاد نیوتن به فکر فرو رفت اما شاید اگر من و شما بودیم سیب را گاز می‌زدیم و می‌خوردیم. آن لحظه جوششی در نیوتن صورت گرفت اما قطعا با کوشش قدرت جاذبه را کشف کرد.

آیا سبک موسیقی باید با متن ترانه همخوانی داشته باشد؟ به عنوان مثال برای موزیک راک باید ترانه راک گفته شود یا همین‌طور سایر سبک‌ها؟
صددرصد. اگرچه این روزها روی کلام حافظ هم موزیک راک می‌گذارند. اگر از نظر زبانی کلامی مدرنیته موسیقی خود را به همراه ندارد حداقل باید در مفهوم، آن همخوانی را داشته باشد مثلا راک موزیک اعتراض است پس بهتر است از ترانه یا شعری که دارای مفهوم اعتراضی است استفاده شود.

از فعالیت‌های هنری که در آینده دارید بگویید.
در فعالیت‌های هنری آینده‌ام اولویت با چاپ کتاب مجموعه ترانه‌هایم است که امیدوارم بتوانم مجوز نشرش را که ممنوع‌الچاپ شده بود دریافت کنم. در زمینه موسیقی هم آلبوم جدید علیرضا عصار وارد بازار خواهد شد که پنج ترانه‌اش متعلق به من است. با فواد حجازی چهار ترانه برای محمد اصفهانی کار کرده‌ایم که باید در آینده وارد بازار شود اما این روزها همکاری‌های بسیار خوبی با آهنگساز خوب علیرضا افکاری داشته‌ام که مطمئنا فصل جدیدی در فعالیت‌های هردویمان خواهد بود. با سیاوش قمیشی و ابی و... همچنین آهنگسازانی نظیر شوبرت آواکیان، محمد مقدم، کاظم عالمی، پرویز قدرخانی و... در خارج از کشور مشغول همکاری هستم.

دوست دارید به شما بگویند شاعر یا ترانه‌سرا؟
من ممکن است غزلیاتی سروده باشم و اشعار سپید و کلاسیک زیادی گفته باشم اما به هیچ وجه روحیه شاعرانه‌ای ندارم یعنی خودم را شاعر نمی‌دانم.

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 17:29 ] [ محمد ]

موسیقی ما – بهمن بابازاده:
محسن چاوشی در پیامی که به صورت اختصاصی در اختیار سایت موسیقی ما قرار گرفته، از دوستدارانش خواست که از اصغر فرهادی حمایت کنند. در متن این یادداشت آمده:

از محبت همه هم وطنانم ممنونم و سربلندی کشورم را از خداوند متعال خواستارم و دست عزیزانی را که پرچم سه رنگ کشور عزیزم ایران را در عرصه‌های بین المللی بر می‌افرازند می‌بوسم و خود را موظف می‌دانم به عنوان عضو کوچکی از ملت شریف ایران از بزرگان عرصه علم و فرهنگ و هنر کشورم حمایت کنم. لذا از همه دوستان و دوستدارانم تقاضا می‌کنم همچو من از بزرگ مرد عرصه سینما جناب آقای اصغر فرهادی به عنوان بر‌ترین چهره سال ۹۰ حمایت فرمایند.

محسن چاوشی


منبع : اختصاصی سایت موسیقی ما
[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 14:24 ] [ محمد ]







گفت‌و‌گو با محسن چاوشی در آستانه انتشار آلبوم جدیدش؛
من‌‌ همان چیزی که باید می‌خواندم را خواندم

مصطفی امامی- مرد پرحاشیه، اما بی‌حاشیه موسیقی ایران! این شاید بهترین تعبیر برای محسن چاوشی باشد. او در عین حال که هیچ وقت حاشیه‌ای از خود نشان نداده، یکی از سوژه‌های داغ و مناسب برای حاشیه سازان است و به همین دلیل از‌‌ همان روزهای اولی که وارد موسیقی شد با حواشی زیادی رو به رو بوده است. تا به حال با محسن چاوشی گفت‌و‌گو نداشتم و فکر می‌کنم این فرار از مصاحبه او به خاطر غرور و کبری است که خیلی‌ها می‌گویند محسن دچارش شده است. اما زمانی که با او همکلام شدم، تنها چیزی که در کلام و رفتار محسن چاوشی دیده نمی‌شد غرور بود. محسن آنقدر از غرور فاصله دارد که هر وقت صحبت از هوادارنش می‌شد می‌گفت بهتر است بگوییم مخاطبین و این یعنی احترام به مردم! غمی که در صدای محسن وجود دارد انگار از درون او نشات می‌گیرد، او انسان غمگینی است وخودش می‌گوید ریشه این غم و اندوه مثل خیلی چیزهای دیگر که در دنیا وجود دارد قابل بیان نیست! بعد از مصاحبه محسن یکی از آهنگ‌های آلبوم جدیدش را برایم گذاشت و گوش کردم، باز هم‌‌ همان غم در صدایش بود اما این بار حرف جدیدی دارد...

  •  با ورودت به عرصه موسیقی جریان جدیدی در نوع آهنگ‌ها و حتی ترانه‌ها ایجاد شد، آمدی که موج جدیدی وارد موسیقی کنی یا همه چیز اتفاقی جلو رفت؟
من‌‌ همان چیزی که باید می‌خواندم را خواندم و اصلاً به این مساله که بخواهم موج یا سبک جدیدی وارد دنیای موسیقی کنم فکر نمی‌کردم.

  • باتوجه به اینکه هیچ کدام از آهنگ‌هایت فرا‌تر از خط قرمز‌ها نبود چرا زود‌تر مجاز نشدی؟
اولین آلبوم‌ام مجوز شعر و آهنگ را هم گرفته بود اما بنا به دلایلی به صورت غیر قانونی منتشر شد. من همیشه شریف خوانده‌ام و هیچ وقت از خط قرمز‌ها عبور نکرده‌ام و از‌‌ همان ابتدا هم می‌خواستم که به صورت مجاز فعالیت کنم اما خب قسمت این بود که کمی دیر‌تر وارد فضای موسیقی مجاز شوم.

  • بعد از آلبوم متاسفم که به شدت هم مورد استقبال قرار گرفت با داریوش مهرجویی برای فیلم سنتوری وارد همکاری شدی که این کار هم توقیف شد، در مورد سنتوری برایمان بگو
سنتوری و همکاری با داریوش مهرجویی تجربه خوبی برایم بود، در مورد سنتوری قبلاً توضیح داده‌ام، چرا به فکر نبش قبر هستی؟

  • اگر بازهم خواندن تیتراژ پیشنهاد شود قبول خواهی کرد؟
اگر احساس کنم نیاز است این کار را انجام خواهم داد. چیزی که مشخص است کاری که پیشنهاد شود باید بهتر از «سنتوری» باشد تا آن را قبول کنم و روی آن وقت بگذارم.

  • قبل از «یه شاخه نیلوفر» تقریباً تمام آهنگ‌هایت هیت شده بود اما این آلبوم، به عنوان اولین آلبوم مجازت نتوانست انتظارات را برآورده کند، مشکل کجا بود؟
به هرحال «یه شاخه نیلوفر» هم یک ژانر از موسیقی من بود که به دل عده‌ای نشست و بعضی‌ها هم دوستش نداشتند.

  •  «بازار خرمشهر» قطعه‌ای بود که با خواندنش نشان دادی می‌توانی وارد ژانرهای دیگر موسیقی هم شوی، ایده این آهنگ از کجا آمد؟ موقعی که داشتی آن را می‌خواندی از واکنش هوادارانت نمی‌ترسیدی؟
اگر خوب این قطعه را گوش داده باشی حتماً می‌دانی که بازار خرمشهر قطعه غمگینی بود، اما به زبان بسیار ساده بیان شده بود و ریتم متفاوتی هم نسبت به کارهای دیگرم داشت. با توجه اطلاعی که از سطح درک مخاطبانم دارم، هنگام خواندن این آهنگ و قراردادن آن در آلبوم هیچ ترسی نداشتم و خدارا شکر نتیجه کار هم با استقبال خوبی از سوی مردم مواجه شد.

  •  «دوستی ساده ما» هم یکی دیگر از قطعات شش و هشت توست که در آلبوم «حریص» بود، خواندن این آهنگ خواست خودت بود یا پیشنهاد شاعر؟
قطعاً خودم می‌خواستم که این آهنگ را بخوانم!
یک روز در دفتر علی بحرینی بودم که علی بعد از شنیدن قطعات آلبوم «حریص» به من گفت این آلبوم یک قطعه شش و هشت کم دارد، خودم هم با او در این مورد هم نظر بودم به همین دلیل از او خواستم اشعاری که در این سبک گفته را به من بدهد تا مطالعه کنم، در ‌‌نهایت «دوستی ساده ما» را از او گرفتم و چند روز بعد هم ماکتش را آماده کردم و برایش گذاشتم تا گوش کند، نتیجه کار خوب شد و تصمیم گرفتم این تراک را در آلبوم قرار دهم که اتفاقاً این قطعه یکی از کارهای مورد علاقه خودم هم هست!

  • غمی که در صدایت وجود دارد، در آهنگ‌های شاد هم نمود پیدا می‌کند، ریشه این غم کجاست؟
بعضی چیز‌ها در دنیا هست که نمی‌توان آن‌ها را در قالب کلمات توضیح داد، این غم هم قابل توضیح نیست.

  • یک بار برای همیشه برایمان بگو شایعاتی که در مورد وجود افکت‌های صوتی روی صدایت مطرح است از کجا نشات می‌گیرد؟
زیاد این حرف‌ها را جدی نگیرید. خودت می‌گوی شایعات! شایعه است دیگر...

  • کنسرت حلقه گمشده فعالیت‌های هنری توست، طرفدارانت تا کِی باید منتظر باشند؟ چرا کنسرت نمی‌گذاری؟
انشالله به زودی با مخاطبان عزیزم به صورت حضوری در کنسرتم دیدارخواهم داشت و اگر اتفاق خاصی نیفتد در آینده‌ای نزدیک تاریخ و محل کنسرت را اعلام خواهم کرد.

  • رضا صادقی چند وقت پیش اعلام کرد که تمایل دارد با تو یک کار مشترک انجام دهد، در مورد رضا و پیشنهادش چه نظری داری؟
رضا صادقی به من لطف دارد و من هم به صورت متقابل برای ایشان احترام زیادی قائلم. ما هنوز یکدیگر را ندیده‌ایم، انشالله هر وقت ایشان را ملاقات کردم در مورد این مساله هم با ایشان مشورت می‌کنم.

  • کارهای مشترکی که با محسن یگانه خوانده‌ای همگی مورد استقبال واقع شده‌اند، جرا دیگر با هم کار مشترک نمی‌خوانید؟
فکر می‌کنم محسن یگانه یک بار در گفت‌و‌گو با خودت توضیحات مفصلی در این مورد داده است. به هرحال در این چند سال من فقط سه بار محسن را دیده‌ام اما در این دیدار‌ها هیچ وقت بحثی در این مورد با هم نداشته‌ایم.

  • از پرچم سفید برایمان بگو…
پرچم سفید عنوان آلبوم جدیدم است که فکر می‌کنم زمانی که این مصاحبه چاپ می‌شود، چند روزی از انتشار این آلبوم گذشته است. بگذار آلبوم منتشر شود بعد می‌توانیم در مورد آن درست صحبت کنیم.

  •  چه پیامی برای هوادارنت داری؟
من همیشه به این موضوع ایمان داشته و ایمان دارم که اگر من دارم کار می‌کنم و کارم شنیده می‌شود به دلیل وجود مخاطبین عزیزم است. اگر آن‌ها نباشند قطعاً من ِ محسن چاوشی هم جایی در دنیای موسیقی نخواهم داشت. دوستانی که لطف می‌کنند و من را با محبت‌هایشان حمایت می‌کنند اصل دستمزد من برای زحمات شبانه روزی‌ام هستند. من شب و روز کار می‌کنم تا بتوانم موسیقی بهتری برای دوستانم تولید کنم تا خدای ناکرده شرمنده محبت‌هایشان نشوم. اگر می‌بینید کم حرف هستم باور کنید فقط و فقط به این دلیل است که می‌خواهم در آرامش کامل باشم و فقط به روی کارم تمرکز کنم تا مخاطبانم از من راضی باشند. از همین جا می‌خواهم به مخاطبانم بگویم: دوستتان دارم که دوستم دارید.

  • نظرت در مورد اقدام هوادارانت در دادن رای منفی به «نه نرو» ی سیروان چیست؟
من این موضوع را برای اولین بار دارم از زبان تو می‌شنوم! اینکه آهنگ سیروان به عنوان یک خواننده ایرانی هشت هفته در صدر جدول رادیو هلند باشد یک افتخار محسوب می‌شود که به عنوان یک ایرانی به آن می‌بالم و از این اتفاق خوشحالم. عده اندکی که به اسم هواداری از من این اقدام زشت را انجام داده‌اند هرگز در بین مخاطبان من جایگاهی ندارند و با این کارشان فقط به اعتبار و نام من لطمه زده‌اند.


 
 



 




[ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ 13:45 ] [ محمد ]








[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 14:4 ] [ محمد ]





دانلود کنید


سکوت قلبتو بشکنو برگرد نذار این فاصله بیشتر از این شه

دوریت این خونه رو ویرونه تر کرد تنهام نزار من ودیونه بر گرد

[ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 13:55 ] [ محمد ]

جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی برنده جایزه اسکار شد

سرزمین من فرهنگ کهن و غنی دارد که زیر غبار سنگین سیاست مخفی شده است. جایزه ام را به مردمم تقدیم می کنم. مردمی که مخالف خشونت هستند و با تمدن ها و فرهنگ های دیگر سر سازگاری دارند


تبریک به همه ملت ایران و هنردوستان









فایل ویدئویی برنده شدن اصغر فرهادی عزیز

A Seperation wins Oscar 2012 for Best Foreign Film


:

[ دوشنبه هشتم اسفند 1390 ] [ 15:18 ] [ محمد ]
درباره وبلاگ

این وبلاگ اخرین اخبار موسیقی را به اطلاع شما عزیزان میرساند امیدوارم راضی این وبلاگ راترک کنید و ما را از نظرات ارزشمند خود بهره مند سازید
امکانات وب