گفتگو با افشین مقدم
جامعهای که مردمش برای سوسن خانوم سر و دست میشکند جامعه اي جدي نیست
جوان ایرانی- آناهيتا مستاجران:
افشین ِ مقدم ، متولد چالوس ، فارغ التحصیل رشته حقوق است. مقدم از سال 78
ترانه سرايي را شروع كرده است .سال ۸۲ اولین ترانه اش به مناسبت روز
جانباز با نام دلاور با صدای خشایار اعتمادی از صداو سیما پخش شد، افشین
مقدم ارتباط کاری تنگاتنگی با علیرضا عصار ، فواد حجازی، محمد اصفهانی و
مانی رهنما دارد . به همت مهدي موسوي مصاحبه اي با او داشتيم. در ادامه
گفتگوي آناهيتا مستاجران را با افشين مقدم مي خوانيد.
ترانه را دوست دارید؟
بله. خیلی زیاد. آنقدر زیاد که به خاطر ترانه از خیلی چیزها در زندگی گذشتم تا به ترانه برسم.
یکی دو بیت از ترانههای خودتان را که دوست دارید، بخوانید؟
من
فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم / اونقدر زنده بمونم تا به جای تو
بمیرم(سیاوش قمیشی) اگر کسی در دل توست بگو کنار میروم / گناه کن به جای
تو بر سر ِ دار میروم (علیرضا عصار) تیر است در قفایم، عشق است روبرویم /
بگذار تا بریزد خون جای آبرویم (محمد اصفهانی ) بگو آینده مال ِ ماست / به
حرفت شک نمییارم / بدون بین ِخودم با تو / دیگه فرقی نمیذارم (شهرام
صولتی) از همین امروز میخوام هر نفس آزادهتر شم / شاخهای پر بار اما، سر
به زیر افتادهتر شم/ من این روزا یه حال ِ دیگهای دارم / جهان من لباس
تازه میپوشه / منو تو دیگه تنها نیستیم چونکه / خدا با ما نشسته چای
مینوشه (ابی)
فعالیتهای هنری شما در زمینه ترانهسرایی با چه کسانی بوده است ؟
من
از سال 78 فعالیت حرفهایام را در زمینه ترانهسرایی آغاز کردم. اولین
کارم با خشایار اعتمادی بود اما کار ترانه را به صورت جدی و شناسنامهای با
تیم موفق علیرضا عصار از سال 81 آغاز کردم که تا امروز این همکاری ادامه
دارد و غیر از اعتمادی و عصار با خوانندگانی نظیر محمد اصفهانی، مانی رهنما
و چند خواننده دیگر در داخل و خوانندگانی نظیر داوود بهبودی (ترانه ناز
گل) شهرام صولتی (ترانه خدا حفظت کنه)، ابی (چند ترانه در آلبوم جدیدش که
هنوز منتشر نشده) سیاوش قمیشی (ترانه الکی) و غیره همکاری کردهام
اگر بخواهید خیلی کوتاه تعریفی از ترانه داشته باشید، چیست ؟
بهترین
تعریف نزد شهیار قنبری است؛ ترانه یعنی شکار زمانهای از دست رفته. با
ترانه است که خود را به دیروز، امروز و فردای جهان پیوند میزنیم...
از نظر شما فرق بین ترانه و شعر چیست ؟
ترانه
از زیرمجموعههای شعر است با همان سابقه طولانی که از شعر سراغ داریم وزن
دارد اما نه وزن عروضی البته میتوانیم ترانهای کلاسیک داشته باشیم دقیقا
با رعایت همان قوانین عروضی یعنی اگر زبان ترانه کلاسیک بود باید از قوانین
شعر کلاسیک تبعیت کند اما ترانه به مفهوم زبان عامیانه نیازی ندارد که از
هندسه شعر به آن صورت عروضی تبعیت کند. تفاوت دیگر ترانه با شعر این است که
ترانه برای اجرای موسیقایی سروده میشود در حالی که شعر مخاطب دیداری خود
را دارد در حالی که اکثر مخاطبان ترانه شنیداری هستند. به طور کل تفاوت شعر
و ترانه مثل تفاوت رمان و فیلمنامه است.
به اعتقاد شما چه فاکتورهایی باعث میشود یک ترانه زیباتر شود ؟
هر
ترانهسرا با توجه به تجربیات عینی و ذهنی خود دست به خلق اثر میزند اما
تجربه به من ثابت کرده سهل و ممتنع بودن و بیواسطه صحبت کردن با مخاطب
یعنی عینی سرودن، استفاده از تکنیک استقلال ابیات در محور عمودی ترانه،
روانشناسی، رفتار شناسی و لحنسازی در ترانه و مهمتر از همه سخت گرفتن به
خود و خط زدن و پاره کردن ابیات ضعیف، ترانه را ترانه میکند.

با این تفاسیر به نظر شما
سادهنویسی در ترانه بهطوریکه با اکثر مخاطبان ارتباط برقرار کند، بهتر
است یا اینکه یک ترانه باید دارای لایههای چندگانه باشد؟
بارها
گفتهام که ترانه برخلاف شعر یک هنر مستقل نیست، لایههای چندگانه در شعر
مورد استفاده قرار بگیرد بهتر است تا ترانه که یک هنر وابسته است و در
تلفیق با ساز و نوا و صدای خواننده شخصیت پیدا میکند و به ظهور میرسد. در
این شرایط با توجه به زمان و مکان امروز از بعد جامعهشناختی یعنی در
جامعهای که در آن 30 میلیون جوان زیر سی سال زندگی میکنند بهتر است ترانه
با این قشر از مخاطب ارتباط صادقانهای داشته باشد. نسل امروز راحت صحبت
میکند در نتیجه دوست دارد راحت بشنود. امروز دیگر کسی به معشوقهاش
نمیگوید: برای خواب معصومانه عشق / کمک کن بستری از گل بسازیم. .. خیلی
راحت میگوید «دوستت دارم» پس ترانه هرچقدر عینیتر و واقعیتر باشد
ملموستر است البته باز بستگی به سبک و صدای خواننده و مجری آن ترانه دارد.
به عنوان مثال برازنده خوانندهای مثل محمد اصفهانی نیست که کلام اندی را
بخواند و بالعکس... ترانهسرای خوب کسی است که متناسب با شخصیت صدای
خوانندهاش و استایل موزیک از شبکه واژگانی خاص آن صدا استفاده کند چون هر
کلامی مناسب با هر صدایی نیست و اندک ترانهسرایانی هستند که به این درک و
تنوع زبانی دست پیدا میکنند که چه چیزی را برای چه کسی بسرایند.
به طور کلی ترانه، چقدر میتواند در فرهنگ جامعه تاثیرگذار باشد؟
در
دهه 50 کاملا تاثیرگذار بود و ترانههایی مثل جمعه و بوی گندم در مخاطب
تاثیر عمیق ایجاد میکرد و شاید به نوعی در کنار سایر هنرها مثل سینمای
کیمیایی در آن دهه و قلم هدایت در دهه قبلش و شعر شاملو و فروغ فرخزاد و
سپهری در روند حرکتی مردم نقش موثری بازی میکرد اما امروز صادقانه بگویم
به خاطر شرایط و فشار زندگی، ترانه دیگر یک هنر جدی نیست. جامعهای که
مردمش برای سوسن خانوم سر و دست میشکند جامعه اي جدي نیست و هنرش هم
نمیتواند هنر جدی باشد. به نظر من کسانی که داعیه ترانه جدی و تاثیرگذار و
حرکتدهنده را دارند اسیر توهم ترانه دهه 50 و غافل از این هستند که نسل
امروز در سینمایش و کوچه و خیابانش دیگر قیصری ندارد تا در ترانهاش هم بوی
گندم را بشنویم.
آیا ترانهسرا باید از فرهنگ جامعه تاثیر بگیرد و ترانههایش را طبق آن بسراید؟
این
سوالها شعاری است و جوابش هم شعاری میشود. ترجیح میدهم در لحظه فکر
کنم. در پیشینه فرهنگی مان چون مولوی داشتهایم نباید فلان یا بهمان داشته
باشیم به شعار میگراید و پشت پرده بازیهای بسیاری صورت میگیرد که هنر
مملکتی مثل ایران را با آن سابقه فرهنگی استحاله میکند. بازیهای سیاسی
پشت پرده نمیخواهند و نمیگذارند شما سینمای جدی، رمان جدی و هنرمند جدی
داشته باشید. بگذریم...
متاسفانه ترانهسرایان جوان
ما، کمتر به مطالعه اهمیت میدهند و ترانه را صرفا یک امر جوششی میدانند
که نیازی به تحقیق و مطالعه ندارد. نظر شما چیست؟
جوشش در یک
مرحلهای به شما کمک میکند و مثل شوک میماند. با جوشش شما فقط میتوانید
متوجه شوید که این استعداد را دارید. وقتی سیب از درخت افتاد نیوتن به فکر
فرو رفت اما شاید اگر من و شما بودیم سیب را گاز میزدیم و میخوردیم. آن
لحظه جوششی در نیوتن صورت گرفت اما قطعا با کوشش قدرت جاذبه را کشف کرد.
آیا
سبک موسیقی باید با متن ترانه همخوانی داشته باشد؟ به عنوان مثال برای
موزیک راک باید ترانه راک گفته شود یا همینطور سایر سبکها؟
صددرصد.
اگرچه این روزها روی کلام حافظ هم موزیک راک میگذارند. اگر از نظر زبانی
کلامی مدرنیته موسیقی خود را به همراه ندارد حداقل باید در مفهوم، آن
همخوانی را داشته باشد مثلا راک موزیک اعتراض است پس بهتر است از ترانه یا
شعری که دارای مفهوم اعتراضی است استفاده شود.
از فعالیتهای هنری که در آینده دارید بگویید.
در
فعالیتهای هنری آیندهام اولویت با چاپ کتاب مجموعه ترانههایم است که
امیدوارم بتوانم مجوز نشرش را که ممنوعالچاپ شده بود دریافت کنم. در زمینه
موسیقی هم آلبوم جدید علیرضا عصار وارد بازار خواهد شد که پنج ترانهاش
متعلق به من است. با فواد حجازی چهار ترانه برای محمد اصفهانی کار کردهایم
که باید در آینده وارد بازار شود اما این روزها همکاریهای بسیار خوبی با
آهنگساز خوب علیرضا افکاری داشتهام که مطمئنا فصل جدیدی در فعالیتهای
هردویمان خواهد بود. با سیاوش قمیشی و ابی و... همچنین آهنگسازانی نظیر
شوبرت آواکیان، محمد مقدم، کاظم عالمی، پرویز قدرخانی و... در خارج از کشور
مشغول همکاری هستم.
دوست دارید به شما بگویند شاعر یا ترانهسرا؟
من
ممکن است غزلیاتی سروده باشم و اشعار سپید و کلاسیک زیادی گفته باشم اما
به هیچ وجه روحیه شاعرانهای ندارم یعنی خودم را شاعر نمیدانم.